تبليغاتX
کنار میز آشپزخانه

کنار میز آشپزخانه

داستان

زن، مار، فرشته

 

سماور نفتي قل‌قل مي‌كرد. ننجون به كمرش ويكس مي‌ماليد. من تعلیمات ديني مي‌خواندم. بابا سلام نماز را داده و به سلّموا تسليمايش رسيده بود. دستی به ته‌ريش كشيد و گفت: "خواب ديدم"،... مامان كه زير استكان‌ها نعلبكي لب لاله‌دار مي‌گذاشت پريد تو حرف: "خيره ايشالله"... بابا دنباله حرفش را گرفت: "مار بود. يا كه افعي، پيچيد دور پام ، قبضه‌ام كرد ، پيچيد آمد بالا تا پاي خرخره كه صداي اذان بلند شد"... مامان گفت: "ملائكه بودند، بيدارت مي‌كردند قضا نكني"... ننجون در قوطي ويكس را سفت كرد: "مار در خواب تعبيرش زن است. الحذر"!... مامان لب ورچيد. حساب كردم بابا دو تا زن دارد، با سه خواهر مي‌شود پنج تا، با ننجون مي‌شود شش تا، شش مار!... واي امروز امتحان ديني داريم، برترين زنان در بهشت كدامند؟ مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه همسر فداكار پيامبر،  فاطمه دختر گرامی آن حضرت.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 20:23  توسط میم.الف  |